خواهم ای دل محو دیدارت کنم ... سلوک
*ای دل میخواهم چیزی را بر تو نمایان کنم و جلوه ای از دلدار را به تو نشان دهم %میخواهم تو را سرگشته ی آن زیبا رو کنم و تو را به آن زلف رباینده دل بسته کنم و در این بلا گرفتارت کنم.
*تا هم از شهر خودت آواره شوی و هم نسبت به خودت بیگانه شوی ، تا دست از عقل بکشی و از فرط دیوانگی سر به صحرا بزنی و تو را پایبند همان زلف رباینده کنم .
* شبانگاهی که از تن خالی شدم (منظور یک تجربه معنویه) آن یکتا بت من به دیدارم آمدکه او را همچون الله میپنداشم ، به من فرمود : ای کسی که از عشق رسوای منی میخواهم تو را از راز هستی سبک بار کنم.
*اگر میخواهی به یک طریقت و عرفان برسی ابتدا باید پای بر روی عالم بگذاری ، هنگامی که از اموال دنیا و لذت هاش دست کشیدی آن وقت تو را مورد التاف بسیارت کنم.
*ساعتی فکر کن که چه کسی هستی ؟ از کجا آمدی در کجا هستی و چه چیزی هستی ؟ در این جهان به چه علت زندگی میکنی ؟ داشته هایت و نداشته هایت را از هم کم کن تا از حساب کارت با خبرت کنم.
*تو در بطن افرینش هیچ بودی ، خواستم تا هیچ را وجودی بخشم، به همین سبب جامه ی وجود را به تو اعطا کردم و اگر در این جامه خودبین شوی تو را در خودت گرفتار میکنم !!!
*تو را از آن مرتبه به اینجا آورده ام ، و در اینجا به تو روزی و زندگی و مهر و رحمت خود را اعطا کردم ، و چون از این مرتبه و خارهایش رهایی یابی تو را به گلستان خواهم برد .
*در این جسم میتوانی به کمال برسی و لیکن با این کمال به تو نفس را نیز داده ام ، پس تو با این نفس در اتصالی ، اگر عقل و کمال خود را در این راه به کار ببندی تو را کم کم از این نفس حیوانی رهایی دهم .
*چون جسم تو فانی شونده بود روح انسانی را در تو دمیدم ، به تو معرفت دانی را آموختم و راه جبران نیز برای اشتباهاتت قرار دادم ، تا تو نیز چون من دارای اختیار باشی .
*چون من تو را از صراط مستقیم آگاه کردم و در سیر و سلوک همراهت من بودم ، چون که به پایان برسی و خود پنداری که خودت به اینجا رسیدی تو را در همین غفلتت نگه دارت کنم .
*اگر از من عشق را طلب کنی به تو خواهم دادم ، مثل شاهان تاج را بر سرت میگذارم و اگر باز یک نظر به خود مغرور شوی مقامت را خواهم گرفت و افسارت میکنم .
*من میخواهم تو از تن جدا باشی ، تو به جز تن پروری چیزی در سر نداری ، پس تا اینکه تو را به وجود خود آگاه سازم هر دم تو را به دردی گرفتار خواهم کرد و به صورت جبری تو را تا دم مرگ خواهم برد .
*گاه تو را بر دار فنا آویزمت گاهی نیز به خاک و خون ، گاهی تو را خواهم لغزاند و گاهی نیز در بلاهای ریز و درشت گرفتار خواهم کرد تا تو را از زندگی بیزارت کنم .
*تا نفس داری تو را در عجب خواهم گذاشت و هر نفس جانت را به لب خواهم رساند ، هر زمان تو را در تاب و تب خواهم انداخت و یک دم رهایت نخواهم کرد تا از خواب غفلت بیدارت کنم .
*اگر از روح و تن حدیثی گویی و در سخنانت من و ما بگویی (غرور داشته باشی)، تو را گنگ و کر و کور خواهم کردم تا هیچ چیزی را جز خودت نبینی .
اگر عبادتت از بهر مال دنیا باشد هیچ رحمتی به تو نخواهد رسید ، چون تو اگر به مرادت برسی به عبادتت ادامه خواهی داد ، پس تورا سرنگون و نادم خواهم کرد.
*اگر از من تذکری میخواهی باید عاشق من باشی نه نور من (منظور اینه برای تجربه ی معنوی عبادت نکنی)در غیر این صورت از زمره ی عشاق من نخواهی بود ، و اگر به حقیقت عاشق من شوی تو را مصدر نور و هدایت خواهم کرد.
* اگر گاهی حدیث از شر و خیر گویی ،و گاهی سخن از کعبه و دیر، گاهی در ذکر بنشینی گاهی در سیر و اگر به غیر از من به کس دیگر نپنداری (یعنی در همه چیز رضایت خدا رو در نظر بگیریم) تو را در آسمان ها واحد خواهم کرد.
*آخر یک قدم برتر گذار و از این توهمات به بیرون آ ، و کام دنیا را برای گاو و خر باقی بگذار و یک نماز از روی شوق مانند جعفر (امام جعفر) برپا کن تا تو را سوار بر سرزمین عشق کنم .
*کاهلی تا کی ؟ بیدار شو ، وقت مستی نیست بیدار شو ، این خوابت خواب مرگ است ، کاروان در حال حرکت هست دست به کار شو تا تو را یار همراهان کنم.
*در این منزل (زمین) که هستی بار خور را ببند ای جان پدر ، که راه بسی دشوار و پر خطر است . تنها میمانی و به فنا میروی و از پشیمانی دستانت را به سرت میکوبی ، کار من این بود خبر درات کنم.
*در حوادث و خطر کسی جز من یار و یاور تو نخواهد بود ، هی از این کشتی هدایت من به بیرون نرو تا تو تو را مانند یونس و ابراهیم از آب و آتش نگهدارت کنم .
*با وجود اینکه با گناهان زیاد عمر خود را تباه کردی ، باز اگر به کوی رحمتم پناه آری تو را مورد لطف خود قرار خواهم داد و خواهم بخشید .
*اگر در بین مردم محبوب باشی باز هم فقیری ، اگر در روسیاه در فکر ظهوری باز هم فقیری ، و اگر عبادتت از بحر دیدن نور (تجربه ی معنوی) باشد باز هم بدان که فقیری و از فیض من به دور خواهی بود .
*سخن را کوتاه میکنم ، در کوی من بنده شو (بندگی شیطان را نکن)تا تو نیز همچون موسی با من ملاقات کنی ، و اگر عاشقانه سوی من آیی تو نیز همچون مسیح از بوی من زنده خواهی شد و تو را به مقام قرب خواهم رساند .
*آگاه باش که من صراط مستقیم هستم ، و هر چیزی جز من راه باطل است ، یک نگاهم به تو ، تو را از چاه محفوظ میدارد ، دلت را به من بسپار تا در راه راست پایدارت کنم .
* تا ای برادر شیطان رجیم تو را از راه مستقیم خارج نکند ، دلت را بدون ترس و وحشت به من بسپار و دم از خداوند بخشنده و مهربان بزن تا تو را از شر نگه دار باشم .
* مظهر تمام عجایب من هستم ، مظهر تمام رازها من هستم ، صاحب تمام پیغمبران من هستم ، در حقیقت ذات واحب من هستم ، من میتوانم تو را از عمق وجود هدایتت کنم .
*انبیا را در نبوت رهبرم، اولیا را در ولایت سرورم ، برگزیدگان را من یاورم ، و بزرگ بزرگان من هستم . بیا تا از رازی خبر دارت کنم .
* در هر زمان در یک شخصیت هستم ، و در این زمان در لباس رحمتم ، من علی ذوالقدرتم ، گر از جان به سوی رحمت آیی من تو را نور نوران خواهم کرد .
=> توضیح نویسنده : این شعر از میرزا حسن اصفهانی یا صفی علی شاه بود ، که یک عارف نامی در زمان خودش به حساب میومد . از نظر من راه سعادت و پستی و بلندی راه رو در این شعر به خوبی توصیف و توضیح داده ، که جا داره چندیدن بار این شعر خونده بشه .
اما در بین شعر خواننده فکر میکنه که کسی که با اون حرف میزنه خداست ، اما در پایان متوجه میشه که این حرف ها از امام علی بوده ، جا داره این توضیح رو بدم که عارفان زیادی همچون شمس ، مولانا ، حافظ و ... از امام علی (ع) نوشتن ، و چندی از دوستان در تجربیات معنوی خودشون علی رو تقریبا در این حد و با این بزرگی در تجربه های معنوی خودشون به واضح دیدن ، و همچنین که ما در روایت معراج پیغمبر عزیز میدانیم که وقتی محمد (ص) به هفت آسمان رفت ، در هر هفت آسمان علی رو جلو تر از خودش دید ، و وقتی به غار حرا برگشت به علی گفت اگر تولد تو را با دو چشم خود نمیدیدم میگفتم تو خدایی . خود من در ابتدا علی رو انقدر بزرگ نمیدونستم اما ذره ذره به من به یقین ثابت شد که علی در آسمان ها و زمین بزرگ ترینه ، خدا نیست ، اما بزرگ ترین و با کمال ترینه
ترجمه شعر از خودم بود و اگر کم و کاستی داشت ببخشین ، خواستین کپی شم کنین بکنین ، ذکر منبع هم لازم نداره ، شعرش رو هم خواستین داشته باشین در گوگل بنویسین خواهم ای دل محو دیدارت کنم براتون میاره .
نقل با حذف برخی جا ها از