عاشقان پيدا و دلبر ناپديد - - - - - در همه عالم چنين عشقي كه ديد
عاشقان پيدا و دلبر ناپديد
در همه عالم چنين عشقي كه ديد
عارفان حق را در همه صورت ها مي بينند و در همه ي صورتها عبادت مي كنند چنانكه محي الدين گفت:
قلب من پذيراي همه صورت هاست
قلب من چراگاهي است براي غزالان وحشي
و صومعه اي است براي راهبان ترسا
و معبدي است براي بت پرستان
و كعبه اي است براي حاجيان
قلب من الواح مقدس تورات است
و كتاب آسماني قرآن
دين من عشق است
و نافه ي مرا به هر سوي كه خدا
خواهد سوق مي دهد
و اين است ايمان و مذهب من
و ويليام شكسپير ساعر آسماني نيز چنين اشاره مي كند:
« تو از كدامين گوهري؛ كه هزاران هزار سايه هاي شگفت خود را در تو مي آويزند
و اين چگونه تواند بود
كه هر سايه را صورتي و هر صورتي را طرزي و طرازي ديگر مي بينيم،
و تو تنها يك ذات، و تو تنها يك چيز
و اگر هلن را كه مجموعه زيبايي است، به تمام و كمال ستوده اند،
شبهي نا تمام از خيال تو تصوير كرده اند،
اما در چشم عاشقان وفادار نه هيچكس به تو ماند و نه تو به هيچكس ماني./
ومولانا چنين ميگويد
دل من گرد جهان گشت و نيابيد مثالش
به كه ماند به كه ماند به كه ماند؟!
دكتر الهي قمشه اي
سياهی گر ببينی نور ذات است